سال ۲۰۰۳، مجمع عمومی سازمان
ملل متحد، روز ۱۱ دسامبر هر سال را که برابر با ۲۰ آذر است به عنوان روز
جهانی کوهستان تعیین کرد و هر سال یک موضوع یا تم در ارتبات با گسترش
پایدار کوهها برای آن سال قرار میدهد.
تم امسال (۲۰۰۹) روز جهانی کوهستان، «مدیریت بلا و فاجعه در کوهستان» است.
کوهها، جاهای خطرناکی هستند، بسیاری از ساکنان محیت های
کوهستانی همواره در برابر تهدید زمین لرزهها، آتشفشانی کوهها، رانش
زمین، بهمن و سیلآبها هستند، ولی دلیلهای زیاد دیگری هم مردم کوهنشین
را به زیستن در چنین شرایط شکننده، ناپایدار و آسیب پذیری وادار میسازد،
از جمله پیوندهای خویشی، قومی و اجتماعی و در پس آنها، نگرشی و اندیشهای
دیگرگون از خطر و سرانجام تنگدستی و فقر.
روز جهانی کوهستان، امسال در
نظر دارد تا آگاهی عمومی در مورد خطرهای طبیعی در مناطق کوهستانی و
آسیبپذیری جامعههای کوهستانی را بالا ببرد، جلب توجه کافی به کشاورزی
پایدار، مرتعها، چرای دام و جنگلبانی، پابهپای نیازی که به گسترش
هدفها و روشها در مقیاس ملی وجود دارد، به عنوان نکات کلیدی برای کاهش
خطرها و مدیریت بلاها و فاجعهها در محیطهای کوهستانی به شمار میروند.
انجمن
کوه نوردان ایران، از سال ۱۳۸۴ هر سال به این مناسبت، همایش هایی برگزار
کرده و با کارهایی مانند انتشار مقاله و اجرای برنامه های پاک سازی
کوهستان، کوشیده است توجه همگان را به مسایل کوهستان و ضرورت حفاظت از این
محیط های باارزش، جلب کند.
همایش های تهران، با همکاری باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات ، و با عنوان «جشن
کوهستان» برگزار می شود که به فرصتی برای دیدار پیش کسوتان، اعضای گروه
های کوه نوردی، و دیگر دوستداران کوهستان بدل شده است.
بیستم آذر امسال، مصادف با جمعه است؛ ضمن دعوت از دفترهای نمایندگی انجمن
در شهرهای گوناگون برای اجرای برنامه هایی به مناسبت روز جهانی کوهستان در
روز یاد شده ( یا روزهایی نزدیک به آن)، از همه ی اعضای انجمن درخواست می
کنیم پیشنهادهای خود را به منظور برگزاری هرچه بهتر مراسم این روز با ما
در میان بگذارند.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 16:33  توسط عباس ثابتیان
|

جشنوارهی سنگنوردی و گشایش مسیر انجمن کوهنوردان ایران روز گذشته با موفقیت پایان گرفت.
در طول ۴ روز برگزاری این جشنواره ۱۴ مسیر گشایش شد.
گزارش کامل این رویداد بزودی در سایت انجمن و آرامکوه منتشر خواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:14  توسط عباس ثابتیان
|
مجمع عمومی انجمن کوهنوردان ایران بر اساس دعوت قبلی در تاریخ ۱۳۸۸/۸/۲۰ در سالن شهریاران جوان برگزار شد.
در این نشست:
عباس محمدی گزارش فعالیتهای یک سال گذشتهی انجمن را ارایه کرد.
بهزاد ترکاشوند، بازرس انجمن، گزارش خود را برای حاضران خواند.
ذبیحالله حمیدی عضو هیات مدیره و مسئول مالی انجمن گزارش داد.
عباس ثابتیان مسئول کمیتهی روابط عمومی و فرنوش رییسی مسئول کمیتهی فنی و آموزش هم گزارش عملکرد یک سالهی این کمیتهها را ارایه کردند.
در ادامه انتخاب بازرس برای یک سال آینده با حضور دو داوطلب، بهزاد ترکاشوند، بازرس قبلی و حسن نجفی برگزار شد که پس از شمارش رایها، آقای حسن نجفی از گروه کوهنوردی لواسان به عنوان بازرس انجمن انتخاب شد.
در پایان گزارش صعود به دیوارهی غربی علمکوه و پرسش و پاسخ در بارهی این برنامه با حضور خسین بلنداختر، کیومرث کاویانیزاده، شیما پاشایی و اسماییل متحیرپسند ارایه شد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 10:21  توسط عباس ثابتیان
|
گزارش این صعود که به وسیلهی عباس محمدی ترجمه شده است را در ادامهی متلب بخوانید.
این گزارش در ویکی پاکوب هم در بخش کوهپیمایی منتشر شده است.
قله ی برودپیک
به ارتفاع ۸۰۴۷ متر در منطقه ی قراقوروم، نخستین بار در سال ۱۹۵۷به دست یک
هیات اتریشی – آلمانی صعود شد. در این صعود از باربران ارتفاع و کپسول
اکسیژن استفاده نشد، و به این ترتیب برودپیک نخستین هشت هزار متری بود که
به شیوه ای نزدیک به «روش آلپی» صعود شد.
هرمان بول(۱)
یکی از بزرگ ترین کوه نوردان اروپا در سال های بعد از جنگ، و کسی که
توانسته بود در نخستین صعود قله ی سرسخت نانگارپاربات در سال ۱۹۵۳ به
تنهایی به قله برسد و به طرز مجزه آسایی از یک شب مانی در ارتفاع تقریبی
۸۰۰۰ متر جان به در برد، در این صعود شرکت داشت. بول پس از صعود موفقیت
آمیز برودپیک، با
کورت دیمبرگر(۲) به تلاشی آلپی برای صعود قله ی ۷۶۵۴متری
شوگولیسا دست می زند. اما در ارتفاع ۷۱۵۰ متر یک نقاب برفی زیر پای بول می شکند و او به کام مرگ فرو می افتد.
در
گزارش زیر، دیمبرگر ضمن شرح صعود دو نفره در سال ۱۹۸۴به قله ی برودپیک،
اشاره هایی دارد به نخستین صعود این قله و ماجرای مرگ هرمان بول.
توجه به روش های دو صعود، که یکی مربوط به نیم قرن و دیگری ربع
قرن پیش هستند، و مقایسه ی آن ها با روش های «محاصره ای» و تجاری
هیمالیانوردی ایرانی، می تواند برای ما پندآموز باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:31  توسط عباس ثابتیان
|
چه
كسی، چه نهادی، چه نيرویی ، مسوول حفاظت دره ها، اين بستر «رگ های زندگانی
بخش» زمين –رودها- است؟ آيا تماميت درهای فرعی در بالادست يک روستا،
متعلق به اهالی آن روستا است؟ دست كاری در وضع ژئومورفولوژيک درهای كه
شاخهای از آبخيز يک رودخانهی بزرگ است، در صلاحيت بهره برداران بالادست
هست ؟
در اقتصاد «بساز و بفروشی» ايران، يعنی اقتصادی كه كالا را فقط برای «رد
كردن» (فروش غير مسوولانه و كوته بينانه) عرضه می كند و در آن، رانت زمين
به شكلی سرطانی فراوان و فزاينده است، تصرف عرصههای طبيعی برای تملک شخصی
و فروش آن در بازار اشباع از پول هايی كه راه به توليد ندارند، فراگير
است. در اين ميان، اگر زمين در نقطهای خوش آب و هوا يا نزديک به يک شهر
بزرگ باشد، بيشتر در خطر تصرف است.
ساختار سازمانهای نظارتی مسوول حفظ طبيعت و منابع طبيعی ما هم به گونه ای
است كه برخلاف پارهای عرصههای اجتماعی ديگر، در اين مورد غالبا مدارا و
آسان گيری بسيار به چشم می خورد؛ چنان كه در برابرِ های و هوی معدودی فرصت
طلب، به سادگی كوتاه می آيند.
مثال ها برای اثبات ادعای بالا فراوان اند، اما در اين يادداشت سرِ
پرداختن به آن را نداريم. در اينجا، اشارهای داريم به يک مورد كه چون در
آغاز شكل گيری است، می توان جلوی آن را گرفت:
به تازگی در روستای سنگان، در منطقه ی
كن و سولقان (شمال غرب تهران) عدهای در حال احداث جادهای هستند كه هم
اينک تا بالای امام زاده قاسم رفته و مطابق شنيده ها قرار است تا آبشار
سنگان در مسير قلهی پهنه سار برود.
توجيه علنی دست اندر كاران اين جاده سازی، تسهيل دسترسی به باغ های
بالادست و حمل محصولات است؛ اما نيت اصلی آنان كه در گفت وگوهای غير علنی
مشهود است، همانا زمينه سازی برای قطعه بندی باغچه ها و دامنه های
كوهستانی و كناره های جويبار و عرضه آنها به بازار بساز و بفروشی است. به
بيان ديگر، قرار است ريشه های سرطانی رشد ناموزون تهران، در رگ و پی
درهای ديگر دوانده شود.
در اين مورد چند نكته را يادآور می شوم :
۱
- باغ های بالادست سنگان در قطعه های بسيار كوچک هستند و بازدهی اقتصادی ندارند.
۲- هزينهی ساخت و نگهداری جاده
(حتی بدون در نظر گرفتن هزينه های ناشی از تخريب محيط زيست و آبخيزها و
مراتع) قابل قياس با اندک درآمد حاصل از فروش چند تن گيلاس و ديگر ميوه
های اين باغ ها نيست.
۳- باغ های قديمی تر در پايين دست
روستای سنگان و نيز تمامی باغ ها و تاسيسات ديگر در امتداد رودخانهی كن،
به شدت دچار كمبود آب هستند و هرگونه افزايش سطح باغ ها و افزايش مصرف آب
با خانه سازی، موجب تشديد مشكل بخش های پايينی می شود. لازم به يادآوری
است كه رودخانهی كن نه تنها سال ها است كه در تابستان و اوايل پاييز به
دشت های پايين دست جادهی كرج نمی رسد، بلكه در همان محدودهی كن هم در
بسياری سال ها خشک می شود. برای مثال، در تابستان گذشته اين رود در سنگان
هم خشک شد و در اين روستای كوهستانی، برای به دست آوردن آب، چاه حفر شد!
۴- تجربه نشان داده است كه جاده كشی
در دره های اطراف تهران، به معنای كشيده شدن دامنه ی ساخت و ساز و آلودگی
به ارتفاعات و تحميل هزينه های سنگين خدمات رسانی، بر دوش مجموعه شهروندان
است.
۵- برای احداث جاده ياد شده، هيچ
گونه مطالعهی تكتونيكی، مكانيک خاک و ارزيابی زيست محيطی انجام نشده و
جاده، در امتداد راه مال روی قديمی و با «همت اهالی» (!) در دست اجرا است.
با توجه به لرزه خيزی و سيل خيزی منطقه، بقای اين جاده و ساختمان هايی كه
بنا خواهند شد، به شدت ناپايدار خواهد بود و در همان مقوله «بساز و
بفروشی» غير مسوولانه می گنجد.
۶- ساخت و ساز در ارتفاع بالا و رانش دامنه ها و فرسايش خاک كه در پی آن می آيد، آسيب جدی به حوزهی آبخيز شهر تهران وارد می سازد.
با توجه به نكتههای بالا، شكی نيست كه احداث جاده از سنگان به بالا،
برخلاف مصالح همگانی است و بايد هرچه زودتر متوقف شود. اطمينان داريم كه
بيشتر مردم منطقه كن و سولقان هم با اين كار موافق نيستند و از مسئولان
منابع طبيعی و محيط زيست تهران درخواست داريم هرچه زودتر، از ادامهی اين
عمليات جلوگيری كنند.
به نقل از دیده بان کوهستان
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:9  توسط عباس ثابتیان
|